X
تبلیغات
وبلاگ تخصصی پایان نامه مدیریت بازرگانی - مقدمه ای بر مدیریت مالی
انجام پایان نامه مدیریت بازرگانی ، پایان نامه مدیریت دولتی ، پایان نامه مدیریت ام بی ای MBA ، spss

مقدمه

از مهمترین عوامل مؤثر در موفقیت سازمانها برای نیل به اهداف مورد نظر برخورداری از نیروی انسانی توانمند و کارآمد است.

مدیریت، مدیریت آموزشی، اصول و کاربرد آنها

مدیریت در لغت به معنی اداره کردن است. فایول از صاحبنظران علم مدیریت می گوید« مدیریت یعنی پیش بینی فعالیت برای نیل به هدف های سازمان در آینده»

مری پارکر نالت از پیشگامان مکتب روابط انسانی می گوید« مدیریت عبارت است از هنر انجام دادن کار ها به وسیله دیگران»

دکتر علی رضائیان می گوید«مدیریت فرآیند به کارگیری مؤثری و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی سازماندهی، بسیج منابع و امکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.

از تعریف مذکور پنج قضیه اساسی که زیر بنای مفاهیم کلی نظری و عملی (فنی) مدیریت است در بر دارد.

1) مدیریت یک فرآیند است.

2) مدیریت یک هدایت تشکیلات انسانی است.

3) مدیریت مؤثر تصمیم مناسب برای نتایج مطلوب می گیرد.

4) مدیریت کارا ،  تخصصی  و مصرف مدبرانه منابع می گویند.

5) مدیریت بر فعالیت های هدفدار تمرکز دارد.

استاد مطهری در کتاب مدیریت و رهبری در اسلام مدیریت را اینگونه تعریف کرده است" مدیریت یعنی مجهز کردن نیروها، تحریک نیروها، آزاد کردن نیروها در عین حال کنترل نیروها در مجرای صحیح انداختن آنها، سامان دادن، سازمان دادن و حرارت بخشیدن به آنها"

با توجه به اين تعريف، دانش مديريت براى هر نوع سازمانى و در تمام سطوح سازمانى براى رسيدن به اهداف، مورد استفاده قرار مى‏گيرد. در مورد وظايف مديريت، صاحب‏نظران نظريّات مختلفى را ابراز داشته‏اند. وظايفى كه تقريباً در مورد آنها اتفاق نظر وجود دارد، عبارت است از: برنامه‏ريزى، سازماندهى، مدیریت منابع انسانی، رهبرى و نظارت.

 (Planning) برنامه‏ريزى

 شامل تعريف اهداف سازمانى، تدوين و تنظيم يك استراتژىِ كلى براى دستيابى به اهداف، تعيين و توسعه سلسله مراتب جامعى از طرح‏ها و برنامه‏ها براى ايجاد انسجام و هماهنگى بين فعاليت‏ها در جهت تحقق ، وظيفه اساسى دیگر مديريت استامروزه عبارت برنامه ریزی در مدیریت به طور وسیع کاربرد یافته است و منظور از آن: ارائه یک روش منظم و مشخص، جهت به انجام رساندن مسئولیتهای خاص مدیریت است که شامل یرنامه ریزی، هماهنگی و کنترل درسازمان ذیربط می گردد.

با توجه به محدودیتهای منابع و الزام به تخصیص بهینه آنها، برنامه ریزی و اعمال روشهای منظم بر اساس اهداف و با ایجاد قابلیتهای انعطاف پذیری در انجام عملیات، بهترین روش مدیریت در سازمان های موفق شناخته شده است. این امر مستلزم پیش بینی و اعمال موارد زیر است:

 هدف گذاری

 در اصطلاح عامیانه نکته بسیار ظریفی وجود دارد که:

« اگر ندانی به کجا می روی، نخواهی دانست کی به آنجا می رسی.»

این مفهوم نشان می دهد فعالیتهایی که بدون هدف انجام می شوند، به نتیجه آن نباید امیدوار بود.

تعریف هدف: به آن دسته از دانایی ها و آگاهی ها که روند فعالیت ها و نتیجه آن را برای فرد و سازمان در آینده مشخص می کند، هدف گفته می شود.

 بنابراین هدفها ناظر به نتایجی هستند که رفتارها در مسیر آنها هدایت می شوند و معیارهای لازم برای شناخت آنان، خط مشی ها، برنامه ها و عملیاتی هستند که منتج به نتایج از پیش تععین شده می شوند و بر رفتار عملی فرد و یا سازمان تاثیر می گذارند. در این رابطه عبارات و اظهاراتی که بیان می کند هدف ها چه هستند؟ هدفهای لفظی و نتایجی که رفتارها در جهت آن به صورت عملی هدایت می شوند، هدف های واقعی نامیده می شوند.

هدفها تحت تاثیر عوامل و نیروهای محیطی و با استفاده از تجربیات، تغییرپذیر هستند، چرا که اطلاعات حاصله از نحوه عملکردها و تجربه ها می توانند در ترفیع یا تنزل هدفها موثر واقع شوند.

هدفها علاوه بر اینکه سمت و سوی رفتارها را تعیین می کنند، انگیزه های رسیدن به آنها را نیز به وجود می آورند.

برای تحقق اهداف و نیز تسهیل و تضمین آنها، معیارها و ضوابط زیر پیشنهاد می شود:

قابلیت اندازه گیری:

 نحوه ارزیابی و اندازه گیری اهداف باید روشن باشد و بر حسب عوامل چهارگانه: کمیت، کیفیت، زمان و هزینه تعیین گردد.مثلاً بیان هدف با جمله: « هدف ما افزایش تولید است» برای یک موسسه تولیدی عبارت درستی نیست.

این هدف باید پاسخگوی سئوالات زیر باشد: چه مقدار افزایش؟ با چه سطح کیفیتی؟ در چه زمانی؟ با چه هزینهای؟

 قابل وصول باشد:

 اهداف وقتی قابلیت دستیابی پیدا می کنند که واقع بینانه و دارای امکان تحقق عملی باشند. در این زمینه هدفهای تعیین شده باید از ویژگی هایی برخوردار باشند که نه زیاد سهل و ساده و نه زیاد خارج از توان دسترسی به نظر آیند.

 قابل قبول باشد:

 هدفها در یک روند زمانی و با عملکرد صحیح تحقق پیدا می کنند، بنابراین تمام اجزای موثر در اجرای اهداف، باید در تعیین هدف مشارکت کنند و آن را قبول داشته باشند.

 هماهنگی اهداف:

 هدفهای تعیین شده باید مکمل یکدیگر باشند و هماهنگ با هم، در اثربخشی فعالیتهای فردی و سازمانی موثر واقع شوند. تناقض و تضاد میان هدفها موجب دشواری در اجرای اهداف و پیچیده کردن روابط بین اجزا خواهد شد.

 هزینه فرصت از دست رفته:

 انتخاب هر هدفی بدین معناست که این هدف، مقدم بر سایر هدفهای دیگر است. مثلاً تاکید یک بنگاه تولیدی بر افزایش تولید، ممکن است با کاهش کیفیت کالا روبرو گردد.بنابراین در تعیین هدف باید به عواقب ناشی از هزینه فرصتهای از دست رفته توجه نمود.

 مبالغه:

 در تبیین و تعیین اهداف نباید مبالغه و زیاده خواهی کرد. تعیین هدف در موفقیت فرد و یا سازمان به تنهایی موثر نیست، بلکه عوامل مهم دیگری از جمله مدیریت، هدایت خط مشی ها، تواناییهای فردی و سازمانی، ساختار و ... در موفقیت مجموعه، تاثیر گذارند.

تعیین هدف:

 هدف ها به دو گونه تبیین می شوند:

اهداف اصلی: یه هدفهای بلند مدت، خطوط اصلی و گرایش های موسسه را در رابطه با مشتریان، صاحبان سهام و مسائل اقتصادی بیان می کنند.

اهداف فرعی: یا هدفهای کوتاه مدت جزئیات را در رابطه با اهداف اصلی، به صورت دقیق تعیین می کنند و خط مشی بنگاه و موسسه را برای تهیه برنامه های عملیاتی روشن می سازند.

 در مورد تعیین اهداف از چهارمعیار اساسی استفاده می شود که این معیارها عمدتاً به خواست مشتریان، خواست سهامداران، وضعیت داخل بنگاه و معیارهای یادگیری،رشد و توسعه مربوط هستند.

مثلاً هدفهای مربوط به افزایش تولید، بالا بردن سطح کیفیت و... در چارچوب معیارهای خواست مشتری قرار می گیرند، و هدفهای افزایش سوددهی، کوتاه کردن زمان بازدهی سرمایه و ... به معیارهای خواست سهامداران مربوط می شوند. بدین ترتیب، تمرکز بر ساختار سازمان جهت تحول عملکرد آن و ارتقای سطح اثربخشی موسسه... جزو معیارهای بهسازی قابلیت ها می تواند باشدو نهایتاً افزایش انگیزه های کاری و اصلاح رفتارهای سازمانی، در محدوده معیارهای یادگیری و رشد و توسعه تبیین می شوند.

 (Organizing) اهداف سازماندهى

 شامل شناسايى و گروه‏بندىِ فعاليت‏ها و وظايف، تعيين اختيار و مسؤوليت براى مديران و سرپرستان و ايجاد هماهنگى بين وظايف و فعاليت‏ها و طراحى نظام گزارش‏دهى مى‏باشد

مدیریت مالی

پرداختن به مسائل مالی از ملزومات اساسی هر مؤسسه ای است. حتی در مورد سازمان های غیر دولتی نیز مسألۀ پول پس از موضوعات مربوط به نیروی انسانی و مشارکت کنندگان، بیش از هر چیز دیگری وقت مدیران را به خود اختصاص می دهد. زمان لازم برای رسیدگی به مسائل مربوط به درآمد ها، هزینه ها، قابلیت های مالی در حال و آینده، حقوق مالی مشارکت کنندگان، سرمایه گذاری های مدنی و مسائلی که به در یک کلام، نزدیکی مفهومی زیادی با موضوع پول دارند را می توان به شکلی زیر مجوعۀ عنوان سازمانی مدیریت مالی دانست. به عبارت صحیح تر مدیریت مالی عبارت از به انجام رساندن وظایف اصلی برنامه ریزی وکنترل در مورد منابع مالی یک سازمان است که معمولاً به دلیل اهمیتی که دارد بر عهدۀ یکی از معاونت های اصلی مدیر عامل سپرده می شود. با این وجود فرض بر آن است که در جهت حفظ استقلال و رعایت اصل عدم تمرکز، هر یک از بخش های سازمانی در یک نهاد اجتماعی نیز خود قسمتی از مسؤلیت رسیدگی به مسائل مادی شان را بر عهده می گیرند و تنها وظیفۀ رسیدگی به تمامی این فعالیت ها و مدیریت منابع مالی کل مؤسسه بر عهدۀ معاونت مالی خواهد بود. مدیریت مالی برای یک نهاد اجتماعی را می توان در دو دستۀ کلان و خرد تقسیم بندی کرد که در زیر بخش مربوطه به اجمال در موردشان صحبت شده است.حال پیش از آنکه به تشریح بخش های پنج گانۀ مدیریت مالی خرد در یک سازمان غیر دولتی (آنچنان که در زیر بخش مربوطه بیان شد) پرداخته شود، ارائۀ بحث مختصری دربارۀ شیوه های تأمین مالی در چنین سازمان هائی خالی از سودمندی نخواهد بود.

بحث مدیریت مالی در ابعاد درون سازمانی اش، با اجرای دقیق و علمی وظایف پنج گانۀ: حسابداری، کنترل های داخلی، بودجه بندی، گزارشات مالی و حسابرسی، تکمیل خواهد شد. اگر چه داشتن نظامی منسجم برای دستیابی به نتایج مطلوب از تأمین مالی و همچنین وظایف پنج گانۀ درون سازمانی برای هر نهاد اجتماعی ضروری است، گاهی نیز به انجام رساندن آنها مطابق خواستگاه های قرض دهندگان یا سرمایه گذاران برون سازمانی یا فرامرزی اجتناب ناپذیر خواهد بود. انجام این کار نیز جز با مطالعه و پژوهش لازم در مورد نهاد حمایت کنندۀ مالی، ممکن نیست. وظیفۀ تعیین و اجرای بررسی های لازم در این مورد بر عهدۀ معاونت مالی یک مؤسسه و کارمندان اجرائی در اختیار اوست. با توجه به ویژگی های منحصر به فرد خواستگاه هائی این گونه از طرف نهاد های اجتماعی برون سازمانی، امکان در نظر گرفتن تمام جوانب آن در تشریح کلی وظایف مدیریت مالی وجود ندارد. با این حال در ادامه سعی شده است که تشریح بخش های پنج گانه ورای نیاز های درون سازمانی و با توجه کافی به نیاز های برون سازمانی در این قبیل موارد مطرح گردند:

حسابداری

نگهداشت تمامی مراوده های مالی یک سازمان غیر دولتی که نمایان گر هزینه ها و درآمد های آن می باشند، از وظایف اصلی بخش حسابداری در مدیریت مالی است. برای به انجام رساندن صحیح این مهم لازم است تاریخ مراوده، نام و مشخصات پرداخت کننده یا دریافت کننده، ردیف بودجه یا درآمد مربوطه، مقدار و مبلغ دریافت یا هزینه شده، شرح مختصری دربارۀ آن و نهایتاً مقدار بودجۀ باقیمانده پس از محاسبۀ مراودۀ مالی مذکور، مکتوب شده و نگهداری شوند. اکثر موارد ذکر شده از ملزومات کلی هر گونه حسابداری هستند و معمولاً برای آنها در تمامی نرم افزار های رایانه ای مورد استفاده برای این کار بخشی در نظر گرفته شده است. اگر چه انجام حسابداری و ثبت موارد بیان شده برای تمامی مراودات مالی یک سازمان عمومیت دارد، برخی از سرمایه گذاران و قرض دهندگان برون سازمانی ممکن است علاقه مند به دانستن حساب های مربوط به طرح یا پروژۀ خاصی باشند که برای انجام آن با سازمان قرض گیرنده مشارکت می کنند. راه حل نظام یافته برای پاسخگوئی به این نیاز در تعریف و طبقه بندی معنا دار حساب های گوناگون نهفته است. این کار را می توان با کدگذاری برای بخش های مختلف بر اساس انواع هزینه ها و درآمد های ثابت، متغیر و سربار به تفکیک طرح ها و پروژه های در دست سازمان، انجام داد. شکل دهی یک نظام حسابداری سازمند و منسجم می تواند مدیران یک نهاد اجتماعی را در راستای کنترل عملکرد سازمانی و در نتیجه دستیابی به برنامه های کارآمدتر و کاراتر در آینده، یاری نماید. نکتۀ شایان ذکر دیگر در این مورد مربوط به نگهداری سایر مستندات وابسته به هر مراودۀ حسابداری، از جمله رسید ها، قرارداد های مربوطه، نامه ها، درخواست های پول، علامت های مربوط به تأئید هزینه یا بودجۀ مورد نظر و از این قبیل است. بسیاری از این مستندات ممکن است در جریان حسابرسی داخلی یا خارجی یک سازمان غیر دولتی نیز به کار آیند.

کنترل های داخلی

سازمان های غیر دولتی موظف اند روش های مشخصی برای اِعمال کنترل های داخلی و درون سازمانی روی منابع مالی در اختیار مؤسسه، طراحی کرده و به کار ببندند. یکی از این راه ها محافظت از نقدینگی و دارائی هاست. این کار خصوصاً هنگامی که طرح های مختلفی از طرف نهاد اجتماعی مورد نظر در حال اجرا هستند و هر یک از بودجۀ معینی تغذیه می شوند، ضروری خواهد بود. چرا که نباید محل بودجه های مختلف را در هم آمیخت. این کار علاوه بر اینکه سردرگمی های فراوانی را سبب ساز می شود، ممکن است موجبات سوء استفاده از سرمایۀ در اختیار را نیز فراهم آورد. در این راستا، ضروری خواهد بود اگر پیش از هر چیز نقدینگی در دست سازمان در جای بسیار مطمئنی مانند بانک نگهداری شده و امکان بیرون کشیدن هیچ مبلغی از آن نیز جز با تصویب جمعی یک گروه تعیین شده از طرف معاونت مالی سازمان، میسر نباشد. همچنین باید حساب های بانکی متفاوت و مشخصی برای هر یک از طرح های اصلی یک سازمان ایجاد شده و به این ترتیب به کنترل مالی هر یک به طور جداگانه ای پرداخته شود. تقسیم بندی وظایف مالی و تخصیص کار های گوناگون به افراد متخصص و البته با نقش های متفاوت، یکی دیگر از روش های مؤثر برای جلوگیری از اشتباهات و اِعمال کنترل های داخلی است. به عنوان نمونه، اگر مسؤلیت رسیدگی به مسائل مالی، تأئید هزینه های درخواستی و بررسی صحت مخارج در مقابل تأئیدات انجام گرفته در یک سازمان غیر دولتی بر عهدۀ اشخاص مختلفی باشد، خود به خود درجه ای از کنترل در پویائی این نظام به وجود آمده است. به طور کلی، تطبیق حسابداری میان مستندات مربوط به مراودات مالی یک سازمان با بودجه ها، دارائی ها و نقدینگی در اختیار برای طرح های مختلف، یکی از مرسوم ترین روش های کنترل داخلی روی منابع مالی در یک نهاد اجتماعی است. این تطبیق مالی لازم است به صورت متواتر و هماهنگی برای موارد مختلف مالی یک سازمان از جمله تنخواه گردان، دارائی های غیر نقدی در اختیار هر یک از پروژه ها و حساب های بانکی انجام گیرند. مهمترین ویژگی این تطبیق های مالی آن است که از طریق آنها می توان به اثباتی برای صحت و درستی مبادلات مالی ثبت شده در یک سازمان دست یافت. نهایتاً یکی دیگر از روش های مؤثر کنترل داخلی منابع، حرکت در راستای بودجۀ تعیین شده است. این کار نیز می تواند با بازبینی مداوم مستندات مربوط به هزینه های ماهیانه و بررسی نسبت های مخارج انجام پذیرد. در پایان شایسته است تأکید مجددی بر لزوم نگهداری و محافظت از نقدینگی های یک سازمان غیر دولتی کنیم. یکی از مؤثر ترین روش های مورد استفاده در این خصوص تمرکز روی اهمیت به انجام رساندن فرآیند: درخواست نقدینگی، تأئید درخواست، پرداخت، رسید و در آخر دریافت سند هزینۀ معتبر، محسوب می گردد.

 بودجه بندی

همان گونه که در بخش کنترل نیز به آن اشاره گردید، تعیین بودجه یکی از روش های عمومی برای بازبینی و نظارت بر عملکرد کلی یک سازمان است. یک مدیریت مالی موفق بی هیچ تردیدی نیازمند تهیۀ بودجه های دقیقی است که مطابق شان مقدار منابع مالی لازم برای انجام کار های مختلف سازمانی معین می گردند. بودجه بندی تنها زمانی سودمند واقع خواهد گردید که مقدار هزینه های لازم برای تکمیل هر کاری به دقت پیش بینی شده باشند. در نتیجه، گام نخست در این راه شناسائی دقیق تمامی جزئیات مربوط به هر یک از وظایف کاری یا احتمالاً بخش های مختلف طرح ها و پروژه های در دست اقدام است. به موازات با آن بایستی مشخص شود که هزینۀ لازم برای انجام هر یک از این جزئیات چیست و یا اینکه درآمد های احتمالی ناشی از هر کدام چقدر خواهد بود. به این وسیله، پیش از انجام هر اقدامی در زمینۀ نظارت بر عملکرد یک نهاد اجتماعی در اجرای وظایف سازمانی اش معیاری برای حدود و مرز های مجاز از حیث قابلیت های مالی برای مدیران و سایر مشارکت کنندگان در اختیارشان تعیین می گردد که با ارجاع به آنها می توان تخطی های احتمالی از برنامه را پیشگیری نمود. به همین دلیل است که اکثر سازمان های سرمایه گذار یا قرض دهنده در کنار و به همراه طرح یا پروژۀ پیشنهادی، انتظار دریافت بودجۀ پیشنهادی مربوط به آن را نیز دارند. بررسی بودجۀ تنظیم شده برای یک طرح از طرف صاحبنظران و مدیران متخصص می تواند تا حد خوبی توانائی های سازمان درخواست کننده را برای تکمیل موفقیت آمیز طرح پیشنهادی نیز مشخص نماید.

گزارشات مالی

تقریباً تمامی سازمان های سرمایه گذار یا قرض دهنده ای که قصد مشارکت در طرح یا پروژه ای را با یک سازمان غیر دولتی دارند، دریافت گزارشات مالی منظم و پیوسته ای را از طرف سازمان مجری طلب می نمایند. به همین نسبت، مدیران مالی یک مؤسسه نیز از طریق شکل دهی یک نظام گزارش گیری دقیق و ساخت یافته خواهند توانست که با احتساب جزئیات بیشتری عملکرد بخش های اجرائی سازمان خود را مورد بررسی قرار دهند. کنترل از طریق گزارش گیری، یکی از مرسوم ترین روش های بازبینی و نظارت است که همواره در انواع سازمان ها و در پروژه های گوناگون حتی در شکل های سنتی تر آن به کار برده می شده است. یک گزارش مالی باید حاوی خلاصه ای از تمامی درآمد ها و هزینه های پیش آمده در طی یک دوران مشخص زمانی باشد. این کار عمدتاً با جمع بندی اطلاعات مربوط به مراودات مالی در بازۀ زمانی تعیین شده انجام می پذیرد. در این مقطع است که نظام کد بندی حساب های مختلف به کمک گزارش دهندگان می آیند. معمولاً تشریح کتبی شرایط اتفاق افتاده در کتاب های حسابداری با استمداد از انواع نمودار ها یا سایر روش های نمایشی نیز به تفهیم بهتر این گزارشات کمک خواهد نمود. در صورتی که سازمان غیر دولتی قرض گیرنده قصد گزارش دهی به یک نهاد اجتماعی بین المللی را داشته باشد، تبدیل مراودات مالی به ارزش ارزی آن ضروری خواهد بود. مؤسسات قرض دهنده یا سرمایه گذاران مشارکتی فرامرزی ممکن است خواستار جزئیات دیگری نیز باشند که پاسخگوئی به آنها در حد منطقی و امکان پذیر آن بر عهدۀ قرض گیرندگان بوده و از مسؤلیت های محرز شان در قبال مؤسسۀ یاری دهنده می باشد.

حسابرسی

در بسیاری از کشور های جهان، سازمان های غیر دولتی و غیر انتفاعی که سقف فعالیت های مالی شان از حد مشخصی می گذرد، ناگزیر از پذیرش حسابرسان قسم خوردۀ برون سازمانی در پایان هر سال مالی هستند. این کار به منظور اِعمال یک نیروی کنترلی برون سازمانی از طریق بررسی صحت ثبت و محاسبۀ دقیق مراودات مالی است. به عنوان مثال در ایالات متحدۀ آمریکا، حق حسابرسی سازمان های غیر انتفاعی برای دولت محفوظ شده است. این حق، در ازای معافیت های مالیاتی که از طرف دولت برای کمک به این قبیل نهاد ها در نظر گرفته شده اند، حاصل می گردد. در کشوری مثل ایران که حمایت های مالی دولتی به شکل چشم گیری نصیب نهاد های اجتماعی نمی شوند، وظیفۀ حسابرسی می تواند بر عهدۀ سازمان های غیر دولتی ویژه ای که برای دادن خدمات حسابرسی برپا می گردند، واگذار شود. به این ترتیب، مراودات مالی سازمان های غیر دولتی می توانند توسط حسابرسان قسم خوردۀ عضو دیگری از جامعۀ نهاد های مدنی، مورد بررسی و مداقه قرار گیرند. درست به همین نسبت است که انجمن راهبری هر یک از سازمان های غیر دولتی مشغول به کار نیز می توانند با برگزاری حسابرسی های درون سازمانی به کنترل عملکرد مدیران اجرائی مؤسسۀ خود بپردازند. از آن سبب که نهاد های اجتماعی در واقع متعلق به تمامی مشارکت کنندگان مردمی شان می باشند، درخواست این حسابرسی ها ممکن است از طرف هر دسته ای از افراد درگیر در کار و فعالیت های سازمان غیر دولتی مورد نظر نیز صادر گردد. ساز و کار مشخصی که دستیابی به چنین امری را میسر می سازد، در بطن نشست های عمومی آن نهاد اجتماعی و رأی گیری های دسته جمعی اش تعریف شده و حیات می یابد. به هر تقدیر همچنین شایان توجه است که توانمند سازی روش کنترل حسابرسی در یک سازمان غیر دولتی، علاوه بر سودمندی های مرسوم درون سازمانی که به واسطۀ نتایج حاصل از آن به دست می آیند، موجبات بالا رفتن سطح اعتماد مردم به نهاد اجتماعی مورد نظر را نیز پدید خواهد آورد. جلب اعتماد مردم در زمینۀ مشارکت اجتماعی در کشوری مانند ایران که به تازگی مفاهیم مدیریت، تصمیم گیری و زندگی مشارکتی را تجربه می نماید، به ویژه در مراحل آغازین شکل گیری فعالیت هائی از این دست در قالبی غیر دولتی بسیار حائز اهمیت می باشد.

ERP چیست؟

کلمه ERP در اصل مخفف واژگان Enterprise Resource Planning یا سامانه تخصیص منابع سازمان است که طیف وسیعی از فعالیتهای مختلفی که به بهبود عملکرد سازمان منتهی می شود را در بر دارد. ERP توسط برنامه های کاربردی با چندین زیربرنامه کاربردی پشتیبانی می شود که فعالیتها را در گستره واحدهای عملیاتی سازمان یکپارچه می سازد. این فعالیتها می تواند بازه وسیعی از مدیریت تولید، خربد قطعات، کنترل موجودی انبار، ارسال مواد به واحدهای تولیدی تا ردگیری سفارشات را شامل شود. ERP همچنین می تواند زیر برنامه های کاربردی در زمینه مدیریت مالی و مدیریت منابع انسانی سازمان را هم در بر داشته باشد...

 

تعریف

ERP سیستمی است که دارای اهداف، اجزا و محدوده مشخص و معینی است. در ادامه ERP را بر حسب هر یک از این جنبه ها تعریف می کنیم. هدف ERP – هدف از یک سیستم ERP بهبود و تسریع فرایندهای داخلی کسب و کار سازمان است که برای نیل به این منظور عموماً به مهندسی مجدد فرایندهای سازمان نیاز است.

اجزای یک سیستم ERP

نرم افزار ERP - هسته اصلی هر سیستم ERP بخش نرم افزار آن است. نرم افزار ERP در عمل بر مبنای زیر برنامه های کاربردی قرار دارد. هر یک از زیر برنامه های کاربردی فعالیتهای عملیاتی بخشی از سازمان را به شکل مکانیزه شبیه سازی می کند. زیر برنامه های معمول نرم افزارهای ERP مدیریت تولید، خرید مواد اولیه، کنترل موجودی انبار،، ارسال مواد به واحدهای تولیدی و ردگیری سفارشات را پوشش می دهد.

فرایندهای کسب و کار کارآمد – فرایندهای کسب و کار سازمان به سه سطح کلی تقسیم بندی می شوند – فرایندهای استراتژیک، کنترلهای مدیریتی و کنترلهای عملیاتی. ERP ها به تدریج به راه حلهای جامعی برای کارآمد کردن فرایندهای سازمان در هر سه سطح مذکور ارتقا یافته اند. بخش عمده ای از موفقیت سیستمهای ERP به یکپارچه کردن فعالیتها در کل سازمان باز می گردد.

کاربران- کاربران سیستمهای ERP می توانند کلیه کاربران سازمان در هر سطحی از هرم سازمانی را شامل شوند.

معمولترین سیستم عامل برای کاربری نرم افزارهای ERP سیستم عامل UNIX می باشد. علاوه بر این Windows NT و Linux دیگر سیستمهای عامل مورد استفاده برای نرم افزارهای ERP اند اما اکثر سیستمهای ERP بزرگ بر مبنای سیستم عامل UNIX قرار دارند. UNIX سیستم عاملی است که در اصل برای استفاده همزمان جندین کاربر طراحی شده و پروتکل ارتباطی TCP/IP را در خود دارد. از دید فنی دلایل زیادی برای توجیه قرارگیری ERP بر روی سیستم عامل UNIX وجود دارد.

  محدوده سیستم ERP – محدوده سیستم ERP از محدوده سازمانی که ERP در آن پیاده سازی می شود کوچکتر است. بر عکس ERP مرز سیستمهای زنجیره تأمین و تجارت الکترونیک از محدوده سازمان فراتر رفته و تا تأمین کنندگان ، شرکا و مشتریان سازمان گسترش می یابد. با این حال، عملاً پیاده سازی بسیاری ا ز سیستمهای ERP مستلزم یکپارچه سازی با سیستمهای اطلاعاتی خارج از محدوده سازمان است

زیر برنامه کاربردی سیستمهای ERP

سیستمهای برنامه ریزی تخصیص منابع سازمان (ERP) گستره وسیعی از فعالیتهای لازم برای بهبود عملکرد فرایندهای داخلی سازمان را در بر دارد. ERP توسط برنامه های کاربردی با چندین زیربرنامه کاربردی پشتیبانی می شود که فعالیتها را در گستره واحدهای عملیاتی سازمان یکپارچه می سازد. این فعالیتها می تواند بازه وسیعی از مدیریت تولید، خربد قطعات، کنترل موجودی انبار، ارسال مواد به واحدهای تولیدی تا ردگیری سفارشات را شامل شود. ERP همچنین می تواند زیر برنامه های کاربردی در زمینه مدیریت مالی و مدیریت منابع انسانی سازمان را هم در بر داشته باشد.

زیربرنامه برنامه ریزی تولید ERP

سیستمهای ERP در اصل تحول یافته سیستمهای برنامه ریزی نیازمندی تولید یا (MRP) II هستند. بسیاری از تأمین کنندگان ERP و شرکتهای مشاور در زمینه ERP ، دانش و تجربه موثری در زمینه زیر برنامه های برنامه ریزی تولید دارند. برنامه ریزی تولید تلاش دارد استفاده از منابع موجود را بهینه کرده و به این ترتیب کل فرایند برنامه ریزی در سازمان از طریق برنامه ریزی تولید تقویت کند. این زیر برنامه نیازمندی مواد اولیه، تخصیص بهینه منابع با توجه به داده های تولید و فروش در گذشته و نیز پیش بینی حجم فروش را برای کاربر ارائه تعیین می کند

زیر برنامه خرید ERP

زیر برنامه خرید تأمین مواد اولیه مورد نیاز را برنامه ریزی می کند. این زیر برنامه فرایندهای تعیین تأمین کنندگان بالقوه، ارزیابی تأمین کنندگان، مذاکرات قیمت، ارائه سفارش خرید به تأمین کننده و تهیه صورت حساب را مکانیزه می نماید. زیر برنامه خرید ارتباط تنگاتنگی با موجودی انبار، مدیریت مالی و برنامه ریزی تولید دارد. به عبارت دیگر این زیر برنامه بخش مرکزی مدیریت زنجیره تأمین است.

زیر برنامه موجودی انبار ERP

زیر برنامه موجودی انبار تمام فرایندهای مربوط به نگهداری سطح موجودی انبار را پوشش می دهد. فعالیتهای مدیریت انبار شامل تشخیص نیازمندیهای انبار، هدف گذاری، گزینه ها و راهکارهای کسری قطعات، ردگیری مصرف هر یک از قطعات، موازنه انبار و گزارش وضعیت موجودی انبار است. یکپارچه سازی کنترل موجودی انبار با فروش، خرید و مدیریت مالی به تولید گزارشهایی به موقع و کارآمد از سطوح عملیاتی منجر خواهد شد.

زیرسیستم فروش ERP

درآمد حاصل از فروش محصول برای سازمانهای تجاری به مثابه خون برای اندامهای زنده اهمیت دارد. زیرسیستم فروش فعالیتهایی نظیر دریافت سفارش، زمانبندی سفارشها، حمل و نقل و صدور صورتحساب را در بر دارد. زیرسیستم فروش می تواند با سایت تجاری شرکت یکپارچه عمل کند. بسیاری از زیرسیستمهای فروش ارائه شده از سوی تأمین کنندگان ERP خدمتی به نام پیشخوان الکترونیکی را به عنوان جزئی از یک سیستم ERP ارائه می دهند.

زیرسیستم مدیریت مالی ERP

هم سازمانهای انتفاعی و هم سازمانهای غیر انتفاعی از پیاده سازی زیرسیستم مدیریت مالی ERP بهره مند می شوند. این زیر سیستم در برخی از ERP ها به عنوان بخش اصلی سیستم مطرح است. زیر سیستم راهبری فعالیتهای مالی، جمع آوری داده های مالی از تمام بخشهای سازمان و تولید تمام گزارشهای مالی مورد نیاز یک سازمان مانند ترازنامه، دفتر کل و گزارشهای مالی فصلی و یا ماهانه را بر عهده دارد.

 زیرسیستم منابع انسانی ERP

زیر سیستم مدیریت منابع انسانی یکی دیگر از زیر سیستمهای پرکاربرد ERP است. این زیر سیستم فعالیتهای مرتبط با پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان سازمان را انجام می دهد. پایگاه کاملی از داده های مربوط به پرسنل شامل اطلاعات تماس، جزئیات محاسبه و مبنای حقوق و دستمزد، ساعات حضور و غیاب، ارزیابی عملکرد و ارتقا شغلی افراد در این سیستم تولید و نگهداری می شود. زیر سیستمهای منابع انسانی پیشرفته تر با سیستمهای مدیریت و مستندسازی دانش در داخل سازمان نیز یکپارچه است تا بتواند حداکثر استفاده از تخصصهای موجود را برای سازمان ممکن سازد. 

 

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
پایان نامه مدیریت، پروپوزال مدیریت، پرسشنامه استاندارد مدیریت با روایی و پایایی، تحلیل آماری پایان نامه های مدیریت، طراحی پرسشنامه های لیکرت، طراحی پرسشنامه های محقق ساخته مدیریت، تهیه مقاله مدیریت، بررسی روایی و پایایی پرسشنامه های مدیریت،سایت پایان نامه ها دات کام، مترجمان شریف،ارائه بخش به بخش پایان نامه، مشاوره طراحی فرضیه، مشاوره روش تحقیق، مشاوره انتخاب روش تجزیه و تحلیل پایان نامه، تهیه پیشینه داخلی و خارجی تحقیق پروپوزال و پایان نامه های مدیریت اعم از مدیریت بازرگانی گرایش بازاریابی، مالی، تحول و بین الملل، مدیریت MBA، مدیریت EMBA، مدیریت صنعتی گرایش تولید، تحقیق در عملیات و مالی، مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی، مالی، منابع انسانی، تحول و تشکیلات و روشها، مدیریت اجرایی یا ام بی ای گرایش بازاریابی، استراتژیک، استراتژی و تولید، مدیریت شهری، مدیریت تکنولوژی MBA، مدیریت کارآفرینی گرایش گردشگری، فناوری، MBA، مدیریت مالی، مدیریت بیمه گرایش اموال، مسئولیت، اشخاص، مدیریت سیستم و بهره وری، مدیریت بانکداری، مدیریت آموزشی، مدیریت جهانگردی، مهندسی صنایع گرایش مالی، تولید صنعتی، صنایع، اتوماسیون و ... آماده همراهی با دانشجویان عزیز تحصیلات تکمیلی

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM